ditto وبلاگ شخصی مسعود آبادی
بخوان و بخوانان!
بخوان و بخوانان ********** Read and Let Read
Views: times
تاریخ : سه شنبه 26 اردیبهشت 1391

 







آدم‎ها اصولاً یا نسبت به چیزی آگاه نیستند نمی‎دانند در گذشته جنگ‎های جهانی اتفاق افتاده یا نسبت به آن آگاهیِ کاذب دارند و فکر می‎کنند که می‎دانند صرفاً آگاه هستند چیزی موسوم به جنگ جهانی نیز رخ داده و از قطب شمال گرفته تا قطب جنوب، تمام عالم و آدم با هم درگیر بودند یا نسبت به آن واقعاً آگاه هستند ولی کماکان همان انسان پیشین باقی می‎مانند میدانند جنگی رخ داده و خونی ریخته شده و صدایی بلند شده و صدایی نیز خفه، اما، کماکان عشق است فیس‎بوک و یا حقیقتاً آگاه هستند میدانند جنگ در گرفته و زندگی‎های بسیاری دستخوش لرزه‎های خواهش‎های رهبران جنگ شده و اکنون نیز.





طبقه بندی ها: دست نوشته ها، 
دنبالك ها: معرفت،
Posted by Masoud Abadi
Views: times
تاریخ : پنجشنبه 31 فروردین 1391



به نام خدا

 

 

هزاران بار از کنار هزاران نفر گذشتیم، جز معدودی درد ندیدیم.

باشد که بهتر و بیش‎تر ببینیم.







[http://www.aparat.com/v/8767cd4d886eed0954c8ed31d160f6bc183252]









طبقه بندی ها: دست نوشته ها، 
دنبالك ها: نابینا،
Posted by Masoud Abadi
Views: times
تاریخ : دوشنبه 21 فروردین 1391





به نام خدا






     آدم می‎ترسد. ترس در وجود ما نهفته نیست، بلکه در رابطه‎ای میان ابزار دریافتی و ابزار تحلیلی انسان موضوعیت می‎یابد. احتمالاً اگر آنچه دریافت کرده‎ایم را نتوانیم به درستی تحلیل و بررسی کنیم، نسبت به آن قدری نامطمئن خواهیم بود. این عدم اطمینان همان مفهوم ترس است که همه به کرّات با آن مواجه شده‎ایم. ترس هم زیردسته‎هایی می‎تواند داشته باشد: ترس موقعیتی؛ ترس زمانی؛ ترس از عقوبت؛ ترس از خود؛ ... که البته وجه مشترک همه‎ی اینها همان "ترس" است. در آینده به این ترس‎ها خواهم پرداخت. بد نیست در ابتدای راه، ترس موقعیتی را به اختصار بررسی کنیم.

     قابلیت سوژه بودن و اوبژه شدن است که به ما ثبات موقعیتی می‎دهد. یعنی موجود زنده ذاتاً انتظار دارد بداند در یک وضعیت خاص نقش سوژه را دارد یا اوبژه، چراکه موجود زنده تمایل دارد بداند چه باید بکند، سوژگی پیشه کند یا اوبژگی؟ حال اگر سوژه بودن یا اوبژه شدن از کف برود، نوعی ترس موقعیتی پدید خواهد آمد؛ انسان ترجیح میدهد در آن موقعیت قرار نگیرد. چنین مسأله‎ای را جولیا کریستوا1 در تئوری خود موسوم به فرومایه2 پیش می‎کشد، بدین شرح که یک پدیده‎ی خاص ممکن است نقش سوژگی یا اوبژگی را از دست بدهد، که این باعث می‎شود تکلیف ما با آن پدیده مشخص نباشد.

     برای مثال، اکثر ما از جسد انسان می‎ترسیم. از نظرگاه تئوری فرومایه3، این جسد، فرومایه است4. این بدان دلیل است که ما سال‎های سال یک انسان را سوژه فرض کرده‎ایمکه البته در مواقعی می‎تواند اوبژه نیز بشود. اما مشکل اینجاست که جسد، در نظر ما، جایی میان این دو نقش مانده است؛ نمی‎توانیم باور کنیم که سوژه‎ی محض است یا اوبژه‎ی محض. قدری آن را اوبژه می‎پنداریم و سپس ناگهان می‎ترسیم که سوژه شود و بلند شود و ما را دنبال کند.

     تئوری فرومایه از کریستوا بیش از اینها پیچیدگی دارد و قطعاً در آینده بیشتر از آن خواهم نوشت.

 

 

1. Julia Kristeva

2. Abject

3. Abject Theory—Abjection

4. آنچه که پَست است، بی‎هویت است، تکلیف‎اش معلوم نیست.

 

 


پی‎نوشت: هزار تشکّر به نیما، که تکالیفِ فکریِ خوبی به من می‎دهد!






طبقه بندی ها: دست نوشته ها،  سوالات،  اشخاص برگزیده ی من، 
دنبالك ها: ترس، فرومایه، جولیا کریستوا، Julia Kristeva، Abject، Abjection، Abject Theory،
منابع مرتبط: Kristeva in Wikipedia، Abjection،
Posted by Masoud Abadi
Views: times
تاریخ : دوشنبه 14 فروردین 1391






همه‎ی ما به عناوین مختلف خودفروشی می‎کنیم؛ بعضی‎ها عقیده می‎فروشیم و بعضی هم زیبایی. التزامی در منفی یا مثبت بودن این خودفروشی‎ها نیست، اما در ذیلِ خودفروشی اگر فخرفروشی کنیم آنگاه در سلامتِ این خودفروشی باید شک ببریم. افتخار کردن به چیزهایی که عمدتاً از اختیار ما خارج بوده‎اند و از اختیار دیگران نیز، هنر نیست.

هنر آن است که در عینِ دارندگی، طوری خودفروشی نکنیم که دیگران بر داشته‎های ما حسرت خورند.







دنبالك ها: فخرفروشی، خودفروشی،
Posted by Masoud Abadi
(تعداد کل صفحات:14)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

Google Translator
آرشیو (Archive)
نظر سنجی (Poll)
در نظر شما، چه عواملی بیشترین تأثیر را بر "ثبات فرهنگی" می‎گذارند؟ (می‎توانید بیش از یک گزینه را انتخاب نمایید)











صفحات جانبی
پیوند های روزانه

ابزار وبمستر

قالب وبلاگ